شب یلدا فرخنده باد

شب يلدا

هوای سرد و دانه های ریز برف حکایت از آمدن زمستان دارد.برگ درختان بر زمین ریخت و پایان یافت فصل برگ های رنگی،فصل برگ ریزان،فصل خزان.چه زیباست این وداع!تلخ است اما شیرین است.باید نگریست در این شب به سرخی دانه های انار. طعم شیرین هندوانه را باید چشید.چه زیباست این شب و چه زیباست این تاریکی شب!تاریک است اما تابناک تر از هر روز آفتابی ست.گذشت این پاییز.مهم نیست فردایی پس از امشب باشد و نوری بر سرزمین سرد ما بتابد،چه دممان گرم باشد چه نباشد،چه بمیریم و چه بمانیم امشب با پاییز وداع خواهیم کرد،به زمستان سلام خواهیم داد.اگر آن افسانه هم به واقعیت بپیوندد امشب شب چله ست شب یلداست.
این شب شب یلدا فرخنده باد

وقتي رهبر ايران فيس بوك مي زند…!

كامنت هاي نوشته شده توسط كاربران در فيس بوك آيت الله خامنه اي :

– سیدعلی آقا با کدوم فیلترشکن وارد شدید؟
– اگر فیلتر شکن نیاز داشتی بگو که به بچه ها بگم.
– چند نفر ذوب شده برای پاک کردن کامنت ها استخدام کردی؟
– ورود مقام عظمای ولایت را به فیس بوغ تبریک عرض مینماییم!
– آورین آورین!
– رهبرجون من فوق لیسانس بیکارم. یه کار نداری تو دست و بالت معاونت هم بشم راضیم!
– ای رهبر آزاده خوش عامدی به اف بی ، یا نه این یکی بهتره آمدی جانت به قربانم ولی حالا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آخه عاخرای دنیاس داعاشم
– همینمون مونده بود که تو هم بیای فیسبوک… والااا به غرعان!
– سدعلی آخه چرا؟ چرا به اکبر نارو زدی؟ مگه رفیقت نبود؟ هان؟
– به به، جنسمون جور شد!
– با چه اعتماد به نفسي اكانت تو فيسبوكي ساختي كه خودت فيلتر كردي؟
– آقا اومدی؟ خوش اومدی. چی چی آوردی؟ آنتی فیلترت چیه؟ دوشواری نداری؟
– پیج زیبایی داری رهبرم،به پیج ما هم سر بزن،به روزم!
– رهبرا پیجت مبارک!
– آقا بیا منو از سربازی معاف کن !
– واقعا برام جالب شد كه شما هم وارد فيس بوك شديد يعني ديگه بايد به نزديك شدن اخر زمان ايمان اورد ديگه بايد منتظر يه شهاب سنگ باشيم!
-سلام آقا آقا تو سیدی تو اولاد پیغمبری تو دلت پاکه تو دعات گیراست یه لطفی بکن دعا کن شاه برگرده!!
– آقا به خدا ایمان بیار.

زرد و سرخ و ارغوانی…برگ درختان پاییز/براي روزهاي پاياني پاييز

برگ درختان پاييز

زرد و سرخ و ارغوانی
                                    برگ درختان پاییز
می ریزند بر زمین
                                     آرزوهای ما نیز

درختان پاییز در خون غنودند
سرودی به یاد بهاران سرودند:
                                     ریخت ز چشم شاخه ها، خون دل زمین چو برگ
                                     از همه سو روان شده، اشک خزان ببین چو  برگ    
                                     ریخته بر زمین سرد، این همه برگ سرخ و زرد
                                     آه بهار  آرزو، بر سر ما گذر نکرد

توشه ای از بهاران ندارم
یادگاری ز یاران ندارم
گرد خاموشی و خستگی 
روی قلبم نشسته

همچو خزان خموش و زرد
                                     در ره تو نشسته ام
تا تو مگر قدم نهی
                                     باز به چشم خسته ام

زرد و سرخ و ارغوانی
                                    برگ درختان پاییز
می ریزند بر زمین
                                     آرزوهای ما نیز

……

امير حسين سام+اشكان كمانگري

از راست به چب:اشكان كمانگري-اميرحسين سام

شعر و آهنگ: امیرحسین سام
آواز: اشکان کمانگری

نوازندگان آلبوم :

کمانچه: سینا جهان آبادی
سنتور: مجید اخشابی
تنبک: کامبیز گنجه‌ای، امیرعلی سام
نی: پاشا هنجنی
تار و تارباس: آزاد میرزاپور
عود: علی پژوهشگر
دف: حسین رضایی‌نیا 

 

خواهر ستار بهشتی: مادرم را کتک زدند/ محمد نوری زاد: اگر ضرب و شتم و بی ادبی نمی کردند تعجب می کردیم+ فیلم

ستار بهشتي

کلمه- زهرا صدر: سحر بهشتی خواهر ستار پس از بازگشت از مراسم چهلم برادر خود با اعلام اینکه خانواده اش در این مراسم توسط ماموران ناجا کتک خورده اند می گوید که مادرش را طوری کتک زده اند که پایش بشدت آسیب دیده است. محمد نوریزاد نیز با اشاره به جمعیت کمی که در مراسم چهلم ستار بهشتی شرکت کرده بودند به کلمه می گوید که مردم را ترسانده اند، آنقدر که تنها چهل نفر توانسته بودند در این قبرستان و در کنار خانواده حاضر شوند.

به گزارش کلمه، خانواده ستار بهشتی که امیدوار بودند حداقل بتوانند با برگزاری مراسم چهلم تسلی خاطری برای دل های داغدارشان پیدا کنند، عصر امروز در قبرستان رباط کریم با حضور سنگین نیروهای امنیتی رو به رو شدند که نه تنها برای اندک افراد شرکت کننده ایجاد مزاحمت کرد، بلکه مادر بیمار ستار بهشتی را نیز مجروح کردند.

سکوت نسبی خانواده ستار بهشتی طی چهل روز گذشته با این امید بود که ماموران قول برگزاری یک مراسم معمولی چهلم را به آنان داده بودند. اما مراسمی که قرار بود در آرامش کامل برگزار شود با دخالت پلیس به خشونت کشیده شد و نیمه کاره به پایان نرسید.

بر اساس این گزارش قرار بود این مراسم از ساعت ۳ تا ساعت ۵ بعدازظهر برگزار شود اما اجازه ندادند حتی قبل از ساعت ۵ مردم با آرامش از امامزاده خارج شوند.

این در حالی است که شب پیش از مراسم نیز ماموران ناجا اعلامیه ها ی ستار بهشتی را پاره کرده و مغازه داران و شهروندان را تهدید کرده بودند که در مراسم شرکت نکنند.

گفتگوی کلمه با محمد نوریزاد و سحر بهشتی را با هم می خوانیم:

سحر بهشتی: خانواده ام را کتک زدند؛ پای مادرم به شدت آسیب دید

سحر بهشتی خواهر ستار با اعلام اینکه خانواده اش در این مراسم توسط ماموران ناجا کتک خورده اند می گوید که مادرش را طوری کتک زده اند که پایش بشدت آسیب دیده است.

خواهر ستار بهشتی همچنین با بیان اینکه ماموران تلاش کردند برادرش را بازداشت کنند به کلمه می گوید که با وساطت مردم و حضار برادرش را رها کردند اما در حال حاضر اعضای خانواده از نظر روحی در شرایط بسیار نامناسبی هستند.

به گفته ی وی درگیری ها و تنش ها در پایان مراسم در امامزاده رخ داده و ماموران همزمان با ضرب و شتم و بازداشت اقدام به پراکنده کردن حاضران کردند.

محمد نوری زاد: اگر فحاشی و ضرب و شتم نمی کردند باید تعجب می کردیم

محمد نوریزاد، جهادگر و مستند ساز منتقد نیز در گفتگو با کلمه با اشاره به جمعیت کمی که در مراسم چهلم ستار بهشتی شرکت کرده بودند به کلمه می گوید که مردم را ترسانده اند، آنقدر که تنها چهل نفر توانسته بودند در این قبرستان و در کنار خانواده حاضر شوند.

نوریزاد که خود از زندانیان سیاسی پس از انتخابات است با اشاره به تنش های به وجود آمده در این مراسم می گوید: ماجرای ضرب و شتم و تندی و تنش و برخوردهای بی ادبانه و گستاخانه چیز تازه ای نیست همیشه بوده و از این به بعد هم خواهد بود یعنی غیر از این را ما باید تعجب کنیم. یعنی اگر یک روز دیدیم که مردمی یک مراسم برگزار کردند به آرامی سپری شده است، باید تعجب کنیم. وگرنه یک مامور امنیتی جوری تربیت شده یا او را طوری تنظیم کرده اند که فحاشی و ضرب و شتم کند و ناسزا بگوید و ماموریت خودش را انجام دهد.

این نویسنده ی منتقد در ادامه می افزاید: منتهی در نقطه مقابل ناراحتی، نگرانی، افسردگی و دلگیری من برای این بود که مراسم چهلم این مرد شریف با ۴۰ نفر برگزار شد آن هم با یک مرثیه خوانی که ماموران امنیتی گذاشته بودند بی وقفه توی باند بلندگو فریاد می کشید و چیزهایی را می گفت و حتی فرصت نمی داد که صدای مادر ستار بهشتی که اعتراض می کرد و فریاد می کشید، به گوش کسی برسد. به هر حال این، همه ی آن چیزهایی بود که می خواستم به شما بگویم.

محمد نوریزاد با تاکید دوباره بر اینکه “من بیش از آنکه گله مند یا نگران باشم از ضرب و شتم خانواده ستار بهشتی بسیار مکدر شدم از جمعیتی که آنجا بودند، چیزی حدود ۲۰ آقا و ۲۰ خانم مجموعا ۴۰ نفر”، می گوید: این همه ی جمعیتی بود که در چهلم این مرد بزرگ جمع شده بودند. این بود خروجی هزاران ابراز علاقه مردمانی باشد که نسبت به مرگ این جوان معترض بودند و ابراز نگرانی می کردند؟ همه هیاهو سر دادیم و اعتراض کردیم و خواستار برخورد شدیم و بعد چهلم او ۴۰ نفر بتوانند بر سر مزار او بیایند؟ من اصلا تصور نمی کردم یک چنین اتفاقی رخ دهد.

مردم را ترسانده اند/ کسی نمی داند اگر بگیرندش، چطور از بازداشت خارج خواهد شد

این فعال سیاسی در پاسخ به چرایی حضور نیافتن مردم در این مراسم تصریح می کند: من شخصا احساسم این است که ترس. یعنی مردم را ترسانده اند. و این ترس ناشی از ماجراهایی است که تا به حال شاهدش بودیم. که یک جوانی را می گیرند و می برند از تحصیل محرومش می کنند و در زندان شاهد ماجراهایی بودیم. که خود ستار بهشتی هم یکی از همان هاست. که وقتی شما را گرفتند معلوم نیست چه جوری از اینجا خارج خواهید شد. چنین چیزی یک ترس گسترده را در ذهن همه ایجاد کرده است که وقتی وارد مراسمی می شویم معلوم نیست انتهای این مراسم به کجا منجر می شود. و از این جهت باید بگویم که نیروهای امنیتی ما انصافا موفق بودند و باید بهشان تبریک گفت که مردم را ترسانده اند و امنیت خاطر آنها را برآشفتند. بله می ترسند. مردم می ترسند.

با مشت به سینه یک خانم کوبیدند/ برای غربت این جوان گریستم

وی در ادامه می افزاید: برخی را گرفتند، بعضی ها را بردند، بعضی ها را هم برخی از دوستان وساطت کردند که آزاد کنند. واقعا برخوردها پرتنش بود. با مشت به سینه یکی از خانم ها کوفتند.

نوریزاد همچنین می گوید: به هر حال من باز هم می خواهم بگویم که این چیز عجیبی نیست ما از چنین برخوردی نباید تعجب کنیم عمده نگاهمان باید متوجه برگزاری یک مراسم غریبانه برای این عزیز باشد.

وی در پایان تصریح می کند: من آنچنان می گریستم برای غربت این جوان که در هیچ مراسمی این چنین نگریسته بودم. غربت جوانی که هستیش را از او گرفتیم و بعد اجازه نمی دهیم که خانواده اش ضجه بزنند و ناله کنند و خودشان را تخلیه کنند بر سر مزار عزیزشان. و آنچه که بسیار بسیار آزار دهنده بود حضور لباس شخصی ها و ماموران امنیتی در همه جا یعنی حضور فراگیرشان بود ۴۰ نفر شرکت کننده در محاصره ۴۰ مامور امنیتی بودند. جدای از پلیس هایی که با لباس فرم و یونیفرم رسمی مراقبت می کردند. ولی واقعا ۴۰ زن و مردی که آمده بودند از جاهای مختلف با بستگان خود ستار بهشتی در محاصره ۴۰ ماموران امنیتی و لباس شخصی بودند که مراقب بودند و عکس و فیلم گرفتند از همه.

فيلم:

 

منبع:كلمه

فریدون جیرانی: جشنواره‌ها و روشنفکر‌ها فیلمم را می‌زنند!/ جیرانی در حلقه معترضین

) كافه سينما-محمد سجاد عرفاني، سعيد حسيني): در حالي كه شب افتتاحيه فيلم من مادر هستم با استقبال مردم و به آرامي در حال سپري شدن بود و مردم براي تماشاي فيلم وارد سالن شده بودند، فريدون جيراني ( كارگردان فيلم) با تعدادي از معترضين به فيلمش روبرو شد و با آنها درباره فيلم من مادر هستم به بحث نشست. معترضيني كه اعلام كردند از گروه انصار حزب الله نيستند و چند دانشجوي معترض به فيلم فريدون جيراني هستند. و خبرنگاران و دوربین‌ کافه سینما آن جا بود. ديالوگ به ديالوگ اين گفت و گوي جذاب را به صورت گزارش متنی در ادامه بخوانيد و ويديوي ديدني كافه سينما از اين بحث را ببينيد. یک گفتگوی بسیار جذاب و خواندنی که بسیاری از بحث‌های اخیر درباره‌ی سینمای ایران را می‌شود در آن پی گرفت:

فريدون جيراني

فريدون جيراني در مقابل اعتراض معترضين به مضمون فيلم: زندگي شبه مدرن و شبه فرهنگي با نفسانيات انسان سر و كار دارد. اين زندگي دارد كم كم بخشي از جامعه ما را به خودش آلوده مي كند. اين فيلم دارد اين مسئله را مي گويد.
يكي از معترضان: اين اولين فيلمه؟ ده ساله حداقل در اين مملكت از اين فيلم ها دارد ساخته مي شود.
فريدون جيراني: هيچ فيلمي مثل اين فيلم نيست. هيچ فيلمي مثل اين فيلم به اين صراحت نقد نكرده و پايش هم مي ايستم.
يكي از معترضان: به اين صراحت، تابلوي به اين زشتي را كشيده.
يكي از معترضان: ببينيد ما تا فردا صبح هم صحبت كنيم شما مي خواهيد نظرات خودتان را بدهيد.
فريدون جيراني: خب نظرت را بگو ببينم.
يكي از معترضان: حكم ما و شما قرآن، كلام و الله است و بيان حضرت امام يا حضرت آقا مفسر روز آنها هست. در كلام حضرت امام يك ملاك سنجي هست. مي گويد هر فعلي از شما سر زد اگر دشمن شاد كن بود پس در سيستم آنهاست و براي آنهاست. اگر به مذاق شما خوش آمد و دشمن ازش بدش آمد مي شود كار خوب. الآن بيني بين الله شما پاي اين فيلم مي ايستيد؟ اينها كه بيرون مرز‌ند، اينها كه معاندند، اينها كه چشم ندارند سعادت مندي اين نظام را ببينند از اين فيلم خوشجال مي شوند؟ آيا خرس طلايي و ابوظبي مي گيرد يا نه؟
فريدون جيراني: اين فيلم نه فستيوال مي رود نه جايي مي رود.
يكي از معترضان: حالا شما فرض كن برود چه اتفاقي مي افتد؟ هفته ديگر نقدهاي اروپايي و آمريكايي در مي آيد.
فريدون جيراني: اين فيلم مورد انتقاد شديد روشنفكران قرار خواهد گرفت بابت همين موضع گيري اش. از الآن كه من اينجا هستم شما تمام نقدها را خواهيد خواند. من قبلا اين فيلم را نمايش دادم و همه آنها اين فيلم را كوبيدند. فكر نكن فيلم مورد پسند جشنواره و روشنفكران قرار گرفته. چون اين فيلم مي زند. يك فيلم هايي هستند كه براي خوش آمد هستند اما اين فيلم نه.
يكي از معترضان: شما بگو نتيجه اخلاقي اين فيلم چي هست آخرش؟
فريدون جيراني: اين فيلم مي گويد يك خانواده اگر مشروب كم تر بخورد، اينقدر روابط بي بند و بار نداشته باشد اين اتفاق برايش نمي افتد.
يكي از معترضان: اگر نقد انجام بشود خيلي از كساني كه اين فيلم را ببينند از آن بدشان مي آيد.
يكي از معترضان: چند درصد مملكت ما زنا مي كنند؟ چند درصد مملكت ما مشروب مي خورند و قتل انجام مي دهند؟
فريدون جيراني: شما به آمار وزارت بهداشت درباره درصد مصرف مشروبات الكلي در ايران دقت كرديد؟
يكي از معترضان: مشكل ما الآن چيه؟ مشكل ما اينهاست؟
فريدون جيراني: مشكل شما اينها نيست.
يكي از معترضان: جوان ما الآن ازدواجش گير است، اشتغالش گير است، پيشرفت علمي اش دارد ترور مي شود. مشكل اينهاست.
يكي از معترضان: شما چند تا زنجيره خانواده را در كشور مي شناسيد كه تمام نطفه هايي كه بسته مي شود همه از زنا بسته مي شود.
فريدون جيراني: آدمي كه زنا مي كند كه اصلا اعدام مي شود عزيز من به سزايش مي رسد.
يكي از معترضان: كلا زنا كه حكمش اعدام نيست. شما يك جمله خواستي نتيجه اخلاقي از اين فيلم بگوييد و براي ما قابل قبول نبود. شما اپيزودها را كنار هم گذاشتي و يكسري مسايل فحشا، زناي نزديكان، زناي ضبدري را گفتي و هيچ تراز، هيچ معيار و هيچ نقد صحيحي به اين مسئله نداشتي. فقط دعوت كردي خانواده هاي جردن نشين را كه آقا جون دز مصرف مشروبات الكلي ات را كم كن.
يكي از معترضان: شما مي گوييد مصرف مشروبات الكلي را كم كن تا زنت در خانه يكي ديگر پيدا نشود.
(گفتگوی بی‌پرده‌ی معترضان من مادر هستم با فریدون جیرانی، کارگردان فیلم را در «کافه سینما» می‌خوانید.)
يكي از معترضان: اين فيلم نسخه اي براي عموم مردم كسي كه در كرمان، كسي كه در مازندران و شهرستان ها هست، نيست اين براي يك گروه خاص است.
يكي از معترضان: شما قبول مي كني خانواده هاي مومن اين فيلم را نبينند؟ خانواده هاي اصفهاني نبينند؟ فقط خانواده هاي جردن نشين ببينند كه دز مصرف شان را بياورند پايين؟
يكي از معترضان: چند درصد جوان هاي ما مشروب مي خورند كه مشكل مملكت ما مي شود مشروب خوردن.
يكي از معترضان: شما چرا اصل را ول مي كني مي روي سراغ فرع؟
فريدون جيراني:عزيزان من. دز مصرف چيه؟ من مي گويم يك خانواده كه اعتقاداتي ندارد. معتقد به يك سبك زندگي هست كه روابط بي بند و بار درش وجود دارد. و مردي كه ته داستان هست و مي گويد ما اشتباه كرديم و تمام خانواده متلاشي مي شوند. كدام فيلم اينجوري داريم؟ من فيلم هاي سينماي ايران را از 1309 تا حالا حفظم.
يكي از معترضان: نگاه شما روح ديني ندارد. توبه و انابه باب دارد، شان دارد، مسايل دارد.
فريدون جيراني: به من بگو كدام فيلم اينطوري رفته؟
يكي از معترضان: ما مي گوييم نقد نكردي شما مي گويي كدام نقد مثل مال من بوده؟
يكي از معترضان:اين يك بيانيه بوده براي يك خانواده سكولار سرمايه دار. اين سبك زندگي، بهايي به ما نمي دهد. مقام معظم رهبري در سفر خراسان 21 سوال مطرح كردند و بحث سبك زندگي ايراني را به عنوان يك الگوي جدي براي پيشرفت تمدن اسلامي معرفي كردند. كجاي فيلم شما آن 21 سوال را جواب مي دهد؟
فريدون جيراني: اين نقد است آن سبك زندگي است.
يكي از معترضان: فقط نشان دادي.
فريدون جيراني: نقدش است.
يكي از معترضان: تعريف كن نقد چيست؟
يكي از معترضان: آقاي جيراني نقد يعني اكثر كساني كه از سالن مي آيند بيرون از اين فيلم بدشان بيايد.
يكي از معترضان: آقاي جيراني ما صحبت هاي شما را شنيديم. ما اقدام حقوقي، قانوني، كيفري و هر كاري از دست مان بر بيايد انجام مي دهيم، چون جواب قانع كننده از شما نگرفتيم. نكته اين است كه در اين ده- پانزده سال اخير پازل هايي از فيلم هاي مستهجن را شما و همكارانتان ساختيد. ذائقه مردم، مثل آن مقني كه در فاضلاب بوده؛ آمده از جلو عطاري رد بشود بيهوش مي شود، شده. ذائقه مردم تلخ و لجن آلود شده. سينه ها و قلب هاي جوان هاي ما نمي تواند پذيراي نص دين و مسايل اخلاقي بر مبناي اسلام باشد. شما اخلاقي را در فيلمت ترسيم مي كني كه اين اخلاق، اخلاق حداقلي اروپايي- آمريكايي است كه دز مصرف مشروبت را پايين بياور و لاغير. و آن بيانيه كه پدر آخر فيلم اعلام مي كند؛ فقط يك روح كلي از اخلاق انساني نصفه ونيمه دارد.
فريدون جيراني: دوستان من قلبم ضعيف است. اجازه بدهيد برويم در يك فضاي بازتر صحبت را ادامه بدهيم…
(پس از تغيير لوكيشن بحث) يكي از معترضين: ما يك عده جوان تحصيل كرده ايم. فيلم را نشستيم ديديم 4-5 ساعت با هم بند به بند فيلم را دوباره نوشتيم. ما همه مان با دفترچه يادداشت آمديم پاي پرده سينما.
فريدون جيراني: من گفتم، فيلمم به شدت اخلاقي است. پايش مي ايستم. اگر فيلم هاي ديگر مشكل داشته پاي اين فيلم مي ايستم كه فيلم مشكل داري نيست. اين فيلم نه در مورد زناست، نه در مورد خيانت است، نه اشاعه فحشاست. هيچ كدام از اين‌ها نيست. و حاضرم آدم هاي ديگري كه فيلم را ديدند، از آن مقاماتي كه شما بهشان اعتقاد داريد و بعدا حرف شان را مي شنويم…
يكي از معترضان با قطع صحبت جيراني: ما به هيچ كس اعتقاد نداريم جز آقا، شهدا، امام. تمام شد رفت.
فريدون جيراني: من نظرات شما را شنيدم. باز هم هر زماني من فيلمساز نوعي با شما بايد بنشينم سر يك استدلالهايي در شرايط امروز بحث كنيم. يا من نظراتم اشكال دارد يا شما نظراتتان يكسويه است. بنابريان مي نشينيم با هم بحث مي كنيم يا شما مي توانيد ما را مجاب كنيد و ما در مسير بعدي مي توانيم طور ديگري نگاه كنيم و براساس اين نگاه كردن و ارتباطي كه با شما داريم پيش برويم ..
يكي از معترضان: ان شالله. اين پيروزي است براي ما و اسلام و مسلمين.
فريدون جيراني: من نه روشنفكرم، نه از اين اداهاي روشنفكري دارم، نه دنبال اين كارها بودم، نه دنبال فستيوال خارجي بودم، و نه فيلم براي فستيوال خارجي ساختم. تا حالا هم هيچ جايزه اي از فستيوال هاي خارجي نگرفتم. از فيلم هايي هم كه به فستيوال هاي خارجي مي روند؛ همين جا جلوي دوربين مي گويم به شدت بدم مي آيد و منتقد همه آن فيلم ها هستم. بنابراين آن شكلي نيست كه شما فكر كني با كسي طرفي كه دارد جنجال مي كند و جو مي سازد و دنبال اين كارهاست. نه عزيز من. من فريدون جيراني ام.
يكي از معترضان: كاش فيلم شما مثل اين حرف هاي آخر شما بود كه حرف انقلابي بود. و اين نيست، چيزي كه ما ديديم اين نيست.
فريدون جيراني: شما بنشينيد با هم صحبت كنيم. من نه مي خواهم شما را مجاب كنم و مي گويم شما با شخصي طرفيد كه با كل فيلمسازهايي كه براي جاهاي ديگر فيلم مي سازند متفاوت است.
يكي از مردم: من متشكرم هم از معترضين هم از شما آقاي جيراني كه با صبر و تحمل با هم صحبت كرديد مولانا مي گويد: اي اسير اين گمان و آن گمان آخر والعصر را محكم بخوان.
فريدون جيراني: من بر اساس شناختم حرف مي زنم و دوستانمان هم بر اساس تحصيل شان. يا شناخت من دچار مشكل هست يا ايشان به نظر من يكسويه نگاه مي كنند. بنابراين ما مي توانيم سر اين بحث بنشينيم. من تنها كسي ام كه در مصاحبه هايم فيلمسازي براي فستيوال هاي خارجي را كوبيدم و در تلويزيون هم اين مسئله را گفتم. فكر نكنيد كه من آدمي ام كه براي اشاعه كاري آمدم. من يك فيلم ساختم امكان دارد صحنه هايي اش درست نباشد ، امكان دارد اشكالاتي به‌اش وارد باشد، هيچ فيلمي بدون ضعف نيست اما من از پيام فيلم و پشت فيلم دفاع مي كنم.
يكي از معترضان: كاش آخرش پيام تان را ضبط كنيد و پخش كنيد.

منبع:كافه سينما

کاهانی: حالم از فیلم های فاخرِ امثالِ شورجه به هم می خورد

 

كاهاني

 

کاهانی در پاسخ به این سوال که آیا فیلم‌نامهٔ «بی‌خود و بی‌جهت» را به خاطر توان آن در کم هزینه تولید شدنش انتخاب کرده است اظهار کرد: به این فکر می‌کردم فیلمی بسازم و قصه‌ای را دستم بگیرم که توان تولیدش را با کمک دوستانم داشته باشم و یکی از دلایلی که سراغ این داستان رفتم این بود که توان پرداخت هزینه‌هایش را داشتیم و در راستای خط فکری‌ام بود. این کارگردان همچنین افزود: البته افرادی مثل آقای شورجه هستند که وقتی از او پرسیده شد چرا به فیلم «بی‌خود و بی‌جهت» توجه نکردید گفت به این دلیل که پروداکشن ندارد. برای آن‌ها این فیلم‌ها کوچک است، آن‌ها بزرگ بودن فیلم‌ها را به تعداد لوکیشن‌ها، تعداد توپ و تانک‌ها، روابط کشور‌ها و بین‌الملل و… می‌دانند که همه به خدمت فیلم‌ بیایند و همه بسیج شوند تا دو پلان گرفته شود و گوش فلک را کر کنند و اسمش را هم بی‌خودی بگذارند فاخر. حالم از پروژه‌های فاخر هم به هم می‌خورد. / کاهانی در پاسخ به اینکه گفته می‌شود برخی از این فیلم‌ها انقلاب و خانوادهٔ شهدا را زیر سوال می‌برند و نظر او دراین‌باره چیست؟ گفت: جدیدا نشان دادن کاستی‌ها شده زیر سوال بردن. همین کار‌ها را کرده‌اند که مردم انگیزه‌ای برای رفتن به سینما ندارند. مردم احساس می‌کنند چیزی که در سینما‌ها نشان داده می‌شود، زندگی آنان نیست و ربطی به آن‌ها ندارد. بلکه حرف‌های مورد پسند و سفارشی برخی مدیران را می‌زند. کسانی هستند که برای این‌که بتوانند ادامهٔ حیات بدهند و باز دوباره پول بگیرند، مدام از سیاست‌های رسمی تعریف می‌کنند. در نتیجه وقتی تماشاگران به سینما می‌آیند احساس می‌کنند، انگارهمه چیز خوب است و هیچ مشکلی وجود ندارد و زندگیشان هیچ عیبی ندارد و این مواجهه موجب می‌شود که سینما نروند.

عبدالرضا کاهانی این روز‌ها جدید‌ترین ساختهٔ سینمایی‌اش «بی‌خود و بی‌جهت» به اکران عمومی درآمده است؛ فیلمی که با تحریم سینماهای حوزه هنری مواجه شده است. شرایط اکران این فیلم و حواشی این روزهای سینمای ایران باعث شد که این کارگردان ترجیح بدهد بیشتر دربارهٔ اوضاع سینما صحبت کند و در بخش‌هایی از این گفت‌وگو از فیلمش بگوید.

این کارگردان سینما که در ایسنا، حاضر شده بود با اشاره به شرایط اکران گفت: اینقدر اوضاع بد است که نیاز به گفتن کسی نیست. شرایط چنان روشن است که در صورت گفتن، مثل غُر‌زدن می‌شود و چیزی را که همه می‌دانند نیاز به تکرارش نیست.

وی ابراز عقیده کرد: دلیل اصلی هم مدیران هستند؛ وقتی می‌گویم مدیران منظورم تنها مدیران سازمان سینمایی نیست. بلکه مدیران تلویزیون، شهرداری و به ویژه مدیران حوزهٔ هنری را هم شامل می‌شود. هر وقت با مردم فیلم می‌بینم و به حرف‌هایشان گوش می‌کنم به این نتیجه می‌رسم که چه‌قدر آن‌ها از مدیران جلو‌تر هستند.

کاهانی با بیان اینکه بعضی از سینماگران هستند که این امکان را به مدیران می‌دهند و حوزهٔ سینما را به اینجا رسانده‌اند، گفت: البته این کار به خاطر منافع شخصی خودشان است و آن‌ها برای این‌که بتوانند در سینما راحت‌تر کار کنند، حاضرند هر بلایی سر همکاران خود بیاورند.

کارگردان «هیچ» با بیان اینکه شرایط ویژهٔ امروز، حاصل مسائل پیش آمده در گذشته است، یادآور شد: در گذشته مشکلات زیاد و البته مهمی برای برخی فیلم‌ها که «بی‌خود و بی‌جهت» هم یکی از آن‌هاست، پیش آمده و آن‌ها چیزهایی از دست داده‌اند و آن از دست رفته‌ها باعث به وجود آمدن شرایط جدید، شده است.

این کارگردان و تهیه‌کننده سینما در توضیح شرایط اولیه برای اکران فیلم گفت: شرایط اولیه یعنی اکران خوب. بهره‌مندی از همهٔ سینما‌ها مثل خیلی از فیلم‌های غیرخصوصی که از یک شرایط عادلانه بهره‌مندند و زمان خوبی برای اکرانشان وجود دارد و حمایت ویژه از فیلم‌هایشان می‌شود. در صورتیکه این شرایط اولیه وجود داشته باشد دیگر آن شرایط ویژه به وجود نمی‌آید.

کاهانی افزود: شرایط ویژه زمانی پیش آمده که برخی چیز‌ها، از یکسری‌ فیلم‌ها دریغ شده و موجب شده آن فیلم‌ها کانون توجه شود و این اتفاق‌ها بیفتد. به نظرم اشکالی ندارد اگر اندکی این اتفاق‌ها به نفع سازندگان فیلم‌ها تمام شود، چون در عوض چیز‌های زیادی را از دست داده‌اند. ضمن اینکه اگر کسی ناراحت است جایش را با این فیلم‌های تحریمی عوض کند. ما سینما «آزادی» و سایر سینماهای حوزه هنری را با تمام امکانات دولتی می‌گیریم و آن‌ها هم بیایند با شرایط ما فیلم‌هایشان را اکران کنند تا اشکشان در بیاید. البته این را هم بگویم که دیگر داریم به سینمای بدون «آزادی» عادت می‌کنیم!

او با بیان اینکه کسانی که می‌گویند این وضعیت به نفع برخی فیلم‌ها شده آنهایی هستند که همین را هم دلشان نمی‌خواهند دیگران داشته باشند و همه چیز را برای خودشان می‌خواهند، ادامه داد: این افراد از رانت، کمک‌های دولتی، اکران در سینماهای درجه یک و تبلیغات گسترده بهره‌مندند. به طوریکه پول تبلیغاتی که می‌کنند از پول پروژه‌های ما بیشتر است. برخی در این سینما هستند که به خاطر هزینه‌های هنگفت دولتی خجالت می‌کشند، رقم تولید فیلمشان را اعلام کنند و برخی هم مثل من به خاطر هزینه‌های کم بخش خصوصی رقم فیلمشان را اعلام نمی‌کنند تا آبروداری کرده باشند.

وی افزود: با وجود این، آن‌ها چشم دیدن حداقل‌ها را هم برای ما ندارند و باز هم صدایشان در می‌آید، همهٔ امکانات را از ما دریغ می‌کنند و اعتقاد دارند یک چیز‌هایی باعث توجه به برخی فیلم‌ها شده است. یکدفعه بگویید ما برویم بمیریم خلاص شویم دیگر! همین را هم حاضر نیستند، ببینند؟

کاهانی در پاسخ به اینکه گفته می‌شود برخی از این فیلم‌ها انقلاب و خانوادهٔ شهدا را زیر سوال می‌برند و نظر او دراین‌باره چیست؟ گفت: جدیدا نشان دادن کاستی‌ها شده زیر سوال بردن. همین کار‌ها را کرده‌اند که مردم انگیزه‌ای برای رفتن به سینما ندارند. مردم احساس می‌کنند چیزی که در سینما‌ها نشان داده می‌شود، زندگی آنان نیست و ربطی به آن‌ها ندارد. بلکه حرف‌های مورد پسند و سفارشی برخی مدیران را می‌زند.

وی همچنین ابراز عقیده کرد: کسانی هستند که برای این‌که بتوانند ادامهٔ حیات بدهند و باز دوباره پول بگیرند، مدام از سیاست‌های رسمی تعریف می‌کنند. در نتیجه وقتی تماشاگران به سینما می‌آیند احساس می‌کنند، انگارهمه چیز خوب است و هیچ مشکلی وجود ندارد و زندگیشان هیچ عیبی ندارد و این مواجهه موجب می‌شود که سینما نروند.

کاهانی افزود: برخی مدیران مساله سینما نرفتن مردم را ربط می‌دهند به خیلی مسائل دیگر. در حالی که نمی‌دانند خودشان باعث شدند فیلم‌های مورد پسند مردم ساخته نشود و فیلم‌های سفارشی آن‌ها ساخته شود و سینما را به این روز بیندازد.

کارگردان فیلم سینمایی «بی‌خود و بی‌جهت» درباره اینکه چقدر فضای سینما را سیاسی می‌داند به ایسنا گفت: فیلم‌ها سیاسی نیستند ولی فضای پشت پردهٔ آن سیاسی است. عده‌ای در حوزهٔ هنری می‌خواهند به وزارت ارشاد ثابت کنند که از آن‌ها مسلمان‌ترند و به عکس. به ما چه که کدامتان مسلمان‌ترید، مشکلاتمان را حل کنید.

کاهانی همچنین گفت: این افراد کسانی هستند که وقتی در می‌انمار مسلمانان کشته می‌شوند زود‌تر از هم می‌خواهند بیانیه بدهند تا ثابت کنند چه قدر آدم‌های خوب و متفکری هستند. در جلسه‌ای که میان فیلم‌سازان تحریم شده از سوی حوزه هنری و فیلم سازان منسوب به آن نهاد برگزار شد گفتم شما برای مسلمانان می‌انمار بیانیه می‌دهید ولی برای ما که در کنارتان هستیم و مقابل چشمانتان جان می‌دهیم، نان خشک هم نمی‌دهید.

او با اشاره به اینکه معتقد است کشته‌شدن لزوما به معنی نفس‌نکشیدن نیست، گفت: من نیز کشته شده‌ام، حوزهٔ هنری مرا کشته است و آن‌ها که با حوزه هنری همکاری دارند در کشته شدن من و امثال من سهیم هستند. البته باید از رضا می‌رکریمی تشکر کنم که حساب خود را از سایر فیلم‌سازان منسوب به حوزه جدا کرد.

وی ابراز عقیده کرد: در این رقابت مسلمانی میان حوزه با سایر نهاد‌ها، نفعی وجود دارد و بوی پول می‌آید. اینکه فیلم‌های ما ضد خانواده و مردم است، شوخی است.

کارگردان و نویسنده فیلم سینمایی «بی‌خود و بی‌جهت» با بیان اینکه فیلمش در بخش خصوصی و به صورت مستقل ساخته شده است گفت: وقتی می‌خواهیم فیلم را اکران کنیم از همه جا ضربه می‌خوریم؛ تلویزیون تیزر‌هایمان را پخش نمی‌کند، در قم فیلممان را از پرده پایین می‌کشند و هزار و یک داستان داریم و هر لحظه هم احساس می‌کنیم هزار و یک اتفاق جدید ممکن است برایمان بیفتد و مدام در نگرانی به سر می‌بریم.

وی با اشاره به اینکه بعضی از فیلم‌سازان می‌گویند سینمای مستقل وجود ندارد اظهار کرد: قبل از این‌که این فیلم‌سازان، معروف به رانت‌خواری شوند، سینمایشان کاملا مستقل بود چراکه در دوره‌های گذشته هیچ‌کس نمی‌دانست آن‌ها از کجا می‌آورند و چه‌طور فیلم می‌سازند، کجا می‌برند و چه می‌کنند.

کاهانی سپس ادامه داد: وقتی چیز خوبی از نظر آن‌ها بد می‌شود اگر قبلا خودشان هم همان‌طور بوده باشند، دیگر از نظر آن‌ها برای همه بد می‌شود و نباید باشد. این تمامیت‌خواهی این افراد، سینما را به این روز انداخته و برای همین است که حالم دیگر از این سینما به هم می‌خورد.

وی افزود: وقتی در مورد کسانی که فکر می‌کردی درجه یک هستند، به این نتیجه می‌رسی که درجه صد هم نیستند دیگر چه توقعی می‌توانی از کسانی که هیچ وقت هیچ علاقه‌ای به آن‌ها نداشته‌ای داشته باشی؟

این کارگردان با این اعتقاد که به خاطر پول، سینما را از بین برده‌اند اظهار کرد: تظاهر می‌کنند نگران خانواده‌ها هستند و جلوی فیلم‌های ما را می‌گیرند ولی در عمل دنبال پست، مقام و پول هستند.

عبدالرضا کاهانی در بخش دیگری از نشست‌ ایسنا دربارهٔ فیلمش سخن گفت و دربارهٔ استفاده از استعاره‌ها در فیلم «بی‌خود و بی‌جهت» گفت: برداشت استعاری هم می‌توان داشت و هیچ اشکالی ندارد.

وی با بیان اینکه عده‌ای هستند که هرچه بسازیم برداشت خود را از فیلم دارند، تصریح کرد: این می‌تواند شامل هر فیلم و قصه‌ای باشد، آن‌ها موظفند ایراد بگیرند و آمده‌اند که نگذارند افراد مشکلات اجتماعی را مطرح کنند و حرف‌های واقعی بزنند. می‌خواهند همه چیز پاستوریزه باشد و در فیلم ببینند که همه‌ چیز تمیز هستند بنابراین هرچه تو خنثی‌تر باشی اوضاعت بهتر است و فیلم سازان رفته‌رفته به این سمت می‌روند و این گونه تربیت می‌شوند.

کاهانی سپس اضافه کرد: یکبار آقای شورجه در جلسه‌ای که مربوط به توقیف فیلم «آن‌جا» بود به من گفت، چرا راجع به آدم‌های خوب فیلم نمی‌سازی؟ گفتم آدم‌های فیلم من آدمهای خوبی هستند. گفت: مثلا چرا آدم‌هایی مثل من در فیلم‌های تو نیستند؟ گفتم چون شما به درد مردم نمی‌خورید. زیادی خوب هستید. من دوست دارم دربارهٔ چیز‌هایی فیلم بسازم که در درجهٔ اول به درد خودم و بعد به درد مردم بخورد. وقتی مردم به سینما می‌آیند خودشان در فیلم نیستند. همه که مثل آقای شورجه، زندگی نمی‌کنند.

او همچنین ادامه داد: شما نمی‌توانید تصمیم‌ بگیرید که فیلمساز در ارتباط با چه چیزی فیلم بسازد؟ این درونیات آدم است که شخص را به سمت چیزی سوق می‌دهد.

کاهانی در پاسخ به اینکه چرا همیشه در زمان تولید و اکران فیلم‌هایش از جمله فیلم‌سازان معترض است، گفت: معترضم چون هیچ‌کس را ندارم. بعضی از فیلم‌سازان سخنگو دارند، سخنگوی ثابتشان هم در حوزهٔ هنری جا خوش کرده. او و امثال او وکیل مدافع بعضی از کارگردانان و تهیه‌کنندگان هستند و هر زمان مشکلی پیش بیاید به جای آن‌ها صحبت می‌کنند. من از این آدم‌ها ندارم. پول و قدرت هم ندارم کسی را استخدام کنم. پس خودم باید اعتراض کرده و حقم را بگیرم.

وی ادامه داد: باید به من گفته شود کجای اعتراض من غلط بوده است؟ حتما کاری کرده‌اند که صدای من در آمده؟ اگر صدایم در نیاید جای تعجب است. اگر زمانی از اکران فیلم انصراف دادم، صادقانه بود. اینکار را به‌طور جد و از صمیم قلب انجام دادم الان هم نتایجش را می‌بینم یعنی کاری که من ‌کردم کار درستی بود و من انتظار داشتم که فیلم‌ساز‌ان دیگر هم اینکار را بکنند تا یک اتفاق خوب بیفتد و سینما از این وضعی که الان دارد، دربیاید.

کارگردان فیلم سینمایی «بی‌خود وبی‌جهت» اذعان داشت: وقتی گفتم از پخش فیلم انصراف می‌دهم، پخش کننده فیلم که مجری طرح نیز بود و در فیلم سهم دارد گفت اجازه بده ما کار را پیگیری کنیم، چون فیلم سرمایه‌گذاران دیگر هم دارد و از بین می‌رود ولی من گفتم روی من حساب نکن. من انرژی ندارم و در ‌‌نهایت می‌توانم چند مصاحبه انجام دهم، بیش از این نیز کاری انجام نمی‌دهم، وکالت دادم و امضاء کردم که اصلا من هیچ کاری به اکران فیلم ندارم.

او با بیان اینکه برایش اهمیت ندارد که عده‌ای فکر می‌کنند این حرف‌ها ادا است، افزود:‌‌ همان عده‌اند که همه چیز را خراب کردند و و همه چیز را برای خودشان طلب می‌کنند و حتی حاضر نیستند که تو به‌خاطر یک چیز بد خوشحال شوی. می‌گویند کاهانی انصراف داده و خوشحال است. نباید خوشحال باشد، باید پنبه‌اش را بزنیم. انصراف هم حاضر نیستند، بدهی. تو برای آن آدم‌ها فقط باید بمیری.

کاهانی ادامه داد: از این آدم‌ها الان در جامعه زیاد داریم. از نوع مدیرش و فیلم‌سازان مثلا فرهیخته‌ای که به سینما گند زده‌اند. می‌خواهند خود زنده باشند و مابقی سینما بمیرند.

کارگردان «اسب حیوان نجیبی است» گفت: من هر وقت عصبانی شده‌ام دلیلی پشتش بوده. زمانیکه من گفتم فیلم خود را به جشنواره نمی‌دهم، فیلم را مثلا محترمانه از من گرفتند. در دفتر جشنواره پارسال چندین بار رفتم و آمدم. خزاعی گفت بیا من فیلمت را درست می‌کنم من ‌گفتم نمی‌خواهم. گفت فیلمت در بخش مسابقه است. مگر بچه‌ام که این جوری با من حرف می‌زنید!؟ اما در ادامه شرایط بگونه‌ای پیش رفت که مجبور شدم به خاطر اکران فیلمم از موضع‌ام صرف‌نظر کنم.

وی با بیان اینکه هیچ وقت نخواسته در کارش تقلب کند، ابراز کرد: همان‌طور که از جیب خودم و بخش خصوصی فیلم ساختم و با همین صداقتی که فیلم ساختم با ارگان‌ها، آدم‌ها و رسانه‌ها هم ارتباط داشتم.

کاهانی در پاسخ به این سوال که آیا امسال فیلم‌سازی را‌‌ رها کرده است، گفت: برای یک فیلم مجوز خواستم و صادر نشد. مثل گذشته حوصلهٔ پیگیری هم ندارم.

وی درباره مشکلات «بی‌خود و بی‌جهت» در جشنواره فجر گذشته اظهار کرد: در زمان جشنواره به من گفتند باید فیلم را تغییر دهی ولی من آن را عوض نکردم و آقای خزاعی به من گفت تو آبروی مرا بردی. او انتظار داشت چون ریش گرو گذاشته من فیلم را تغییر دهم اما من برای چنین دلیلی فیلم را عوض نمی‌کنم. من به او گفتم می‌توانم تو را دعوت کنم منزلم و شامی با هم بخوریم ولی به فیلم دست نمی‌زنم. تو محبتی کردی که اثری دیده شود اگر فکر می‌کنی مشکل است، نشان نده.

وی با بیان اینکه آن‌ها مجبور شدند فیلم را به دلیل اینکه در جدول بود در زمانش کامل پخش کنند، یادآور شد: خوشحالم آن‌ها فیلم را سالم نشان دادند ولی بعدا اذیت شدم چون آدم آن‌ها نبودم و وقتی مجوز اکران دادند که تمام سرگروه‌ها پر شده بود.

کارگردان فیلم سینمایی «بی‌خود و بی‌جهت» با اشاره به اینکه از دلایل انصرافش در مقطعی، نبودن سرگروه‌ها و پرشدن قرار‌داد‌ها هم بوده ادامه داد: در ادامه، یکسری فیلم‌ها متاسفانه حذف و جاهایی خالی شد و با باز‌شدن جا، فیلم در گروه عصر جدید قرار گرفت.

وی دربارهٔ علت اینکه تهیه‌کنندگی فیلم «بی‌خود و بی‌جهت» را خود برعهده گرفته است، تصریح کرد: فیلم‌هایم را خودم می‌توانم نجات بدهم و باید به همه چیز آن نظارت کنم. تهیه‌کنندگان دیگر شاید ندانند من چه برنامه‌هایی برای آیندهٔ فیلم خود دارم و ممکن است گیج شوند در نتیجه باید با نظارت خودم انجام شود.

کارگردان و تهیه‌کننده فیلم سینمایی «بی‌خود و بی‌جهت» در خصوص تعداد کم بازیگران اصلی‌اش در این فیلم گفت: ذات قصه است که می‌گوید یک فیلم باید چند شخصیت داشته باشد.

کاهانی دربارهٔ روند فیلم سازی‌اش تشریح کرد: قبلا هم گفته‌ام، من فیلم نامه ودکوپاژ را کامل می‌نویسم و تمرین می‌کنم ولی هیچ چیز در فیلم من وحی منزل نیست. هم دکوپاژ تغییر می‌کند و هم فیلم‌نامه ممکن است تغییرکند با اینکه بار‌ها نوشته شده است.

وی ادامه داد: درفیلم من همه پیشنهاد می‌دهند گریمور، فیلم بردار، صدابردار و بازیگران پیشنهاد می‌دهند دلیلش هم فضایی است که من دوست دارم شکل بدهم تا افراد در آن راحت‌تر باشند. هر کس نوعی مدیریت دارد کسانی هم دوست دارند فیلمنامه‌ای که نوشتند به هیچ وجه تغییر نکند.

کارگردان «بی‌خود و بی‌جهت» درباره گزینش بازیگران در فیلم‌هایش اظهار کرد: گزینه‌های اول من معمولا جواب می‌دهد و من رویشان فکر می‌کنم و اوضاعشان را بررسی می‌کنم و بی‌گدار به آب نمی‌زنم و همین است که وقتی به نفر اولی که به ذهنم می‌رسد و به او زنگ می‌زنم با‌‌ همان پرونده را می‌بندم، چرا که می‌خواهم بعد از طرح بدانم بازیگرم کیست؟ یعنی بعد از اینکه من طرح را دارم و فیلم‌نامه را هنوز ننوشته‌ام باید بدانم چه کسی باید در این فیلم بازی کند؟ این انتخاب زمانی است که من در پیش‌تولید نیستم و در خانهٔ خود در حال نوشتن هستم.

کاهانی همچنین افزود: سخت به سراغ بازیگرانی که با آن‌ها کار نکرده‌ام می‌روم چراکه بچه‌هایی که با آن‌ها کار کرده‌ام و یکدیگر را می‌شناسیم با روحیات من آشنا‌تر بوده و کار با آن‌ها برایم آسان‌تر است.

وی با اشاره به اینکه در فیلم‌هایش هرگز از بازیگردان استفاده نکرده است، گفت: بازیگردان اگر بخواهد بازی بگرداند پس کارگردان چه کار کند؟

کاهانی ادامه داد: من ‌ِ نظارت در همهٔ بخش‌ها در فیلم را خود انجام می‌دهم و به عنوان تهیه کننده مسئولیتی دارم که آدم‌ها را دست هر کسی نسپارم.

این کارگردان همچنین درباره روال دورخوانی در تمرین‌هایش گفت: به تمرین زیاد و سخت پیش از کلید زدن فیلم اعتقاد دارم.

وی ادامه داد: در «بی‌خود و بی‌جهت» شرایط نسبت به فیلم‌های گذشته ویژه‌تربود. قبل از اینکه حتی یک پلان بگیریم در لوکیشن بودیم و فیلم را از اول تا آخر تمرین می‌کردیم و البته در مورد آخر آن تردید‌هایی داشتیم ولی کلیت فیلم را حس می‌کردیم و فیلم‌بردار هم فیلم را می‌دید و این تمرینات سرعت کار را بالا برد و فیلم در سی و دو جلسه فیلمبرداری شد.

کارگردان فیلم سینمایی «بی‌خود و بی‌جهت» درباره انتخاب شخصیت کودک فیلم گفت: تقریبا ۱۰۰ کودک را برای بازی در این فیلم دیدم ولی خوب نبودند چرا که به یکسری ویژگی‌ها نیاز داشتم که هر بچه‌ای نداشت. یک روز سعیدخانی و فرزندش را دیدم و گفتم: این کودک بازی می‌کند؟ او گفت من و مادرش به سختی حریف او هستیم، اگر حریفش هستی کار کن.

کاهانی در پاسخ به این سوال که آیا فیلم‌نامهٔ «بی‌خود و بی‌جهت» را به خاطر توان آن در کم هزینه تولید شدنش انتخاب کرده است اظهار کرد: به این فکر می‌کردم فیلمی بسازم و قصه‌ای را دستم بگیرم که توان تولیدش را با کمک دوستانم داشته باشم و یکی از دلایلی که سراغ این داستان رفتم این بود که توان پرداخت هزینه‌هایش را داشتیم و در راستای خط فکری‌ام بود.

این کارگردان همچنین افزود: البته افرادی مثل آقای شورجه هستند که وقتی از او پرسیده شد چرا به فیلم «بی‌خود و بی‌جهت» توجه نکردید گفت به این دلیل که پروداکشن ندارد. برای آن‌ها این فیلم‌ها کوچک است، آن‌ها بزرگ بودن فیلم‌ها را به تعداد لوکیشن‌ها، تعداد توپ و تانک‌ها، روابط کشور‌ها و بین‌الملل و… می‌دانند که همه به خدمت فیلم‌ بیایند و همه بسیج شوند تا دو پلان گرفته شود و گوش فلک را کر کنند و اسمش را هم بی‌خودی بگذارند فاخر. حالم از پروژه‌های فاخر هم به هم می‌خورد.

او گفت: به نظر من فیلم باید بتواند با مردم ارتباط برقرار کند و مردم بتواند آن را ببینند، قصه‌ وآدم‌هایش را درست تعریف کند.

کاهانی همچنین اضافه کرد: من برای ساخت این فیلم چاره‌ای نداشتم چون من از جایی پول نمی‌گیرم. خودم و دوستانم هستیم که باید بتوانیم از عهدهٔ فیلم بربیاییم. تا بتوانیم پول فیلم را برگردانیم سود کنیم و ادامهٔ حیات دهیم به علاوه که فیلم‌های به ظاهر بزرگ در سلیقه من نیستند. تصور می‌کنم اغلب فیلم‌های به ظاهر بزرگ، علیه مردم بوده و تنها در ظاهر به نفع مردم هستند.

کارگردان «بی‌خود وبی‌جهت» دربارهٔ اینکه فیلم را با مردم دیده است؟ گفت: قصد دارم فیلم را با مردم ببینم ولی کار ویژه‌ای در پخش و… انجام نمی‌دهم چون روحیه‌اش را ندارم.

وی با اعتقاد به اینکه شرایطش در سینما ویژه است گفت: پز آن را می‌دهم، سرم را بالا می‌گیرم، با افتخار راه می‌روم و خیلی خوشحالم. افتخارم اینست در مقابل آدم‌هایی که با پول بیت‌المال فیلم ساختند، فیلم‌هایی ساختم که با وجود اکران در بد‌ترین شرایط سود هم کرده است.

کاهانی به ایسنا در پایان سخنانش گفت: از نظر آن‌ها سینمای مستقل وجود ندارد ولی از نظر من وجود دارد چون دوربین‌ام را از آن‌ها نمی‌گیرم، اصلا کاری با آن‌ها ندارم. من فقط یک کار با آن‌ها دارم که دردسرساز است آن هم مجوز برای ساخت و نمایش فیلم است و برای صدورش پدرم در می‌آید.

منبع:بازتاب

بانو نسرين ستوده

آيندگان خواهند نوشت.تاريخ خواهد نوشت.از يك مادر!از يك مادر دلسوز كه دهان بست و لب به غذا نزد.از مادري خواهند نوشت كه جرمش يك اعتراض بود،يك فرياد.خواهند نوشت از يك بانو!از استواري آن بانو،از شجاعت آن بانو خواهند نوشت از بانويي كه نامش،دهان بسته اش،تن ناتوانش هم لرزه بر اندام زشت و قبيح حكومتي كه غرق در خواب قدرت بود مي انداخت.تاريخ خواهد نوشت از يك بانو از نسرين ستوده!