آیا امام حسین(ع) دشمن ایرانیان بود؟

اگر اهل گشتن در وبلاگ ها و سایت های منتقد اسلام و خواندن مطالب و مقالات سایت ها و وبلاگ های اسلام ستیز باشید، شاهد موج انبوهی از کینه و نفرت از سوی این سایت ها و وبلاگ ها خواهید بود. ناگفته نماند بنده برای ناقدان اسلام و دین،احترام قائلم و انتقاد از دین و اسلام را حق مسلم و طبیعی آنان می دانم که متاسفانه این مسئله در نظام ما،هنوز مبهم است و به درستی درک نشده است که چنین چیزی،برای اسلام هم مفید است و سبب گسترش بحث های علمی در کشور می شود و از اهانت به دین و اسلام هم کاسته خواهد شد.

اما در میان منتقدان اسلام،کسانی هستند که کینه و نفرت شخصی خود از اسلام را،با قلم و نطقشان ممزوج کرده اند و برآیند چنین نقدهایی،اهانت و توهین و تهمت است که برای بحث علمی هم آفت است.یکی از ترفندهای اسلام ستیزان،ایجاد نزاع میان اسلام و ملی گرایی است و این افراد متاسفانه با استفاده ابزاری از نمادهای ملی،می کوشند اسلام را تضعیف کنند.از دشمنی پیامبر و امامان شیعه،با مردم ایران و ایرانیان می گویند که چرا مردم ایران،باید از یک عرب تازی(پیامبر اسلام)تبعیت کنند؟

خب،ریشه های نژاد پرستی و عرب ستیزی در طرح این سوال که وجود دارد.بدون تردید،ایران کشوری متمدن و فرهنگی است و تاریخ ایران نسبت به تاریخ اعراب،پرشکوه تر است و تاریخ عربستان با تاریخ ایران قابل قیاس نیست؛اما فکر نمی کنم این مسئله سبب نژاد پرستی ما ایرانیان شود.البته بسیاری از اعراب با یک غرور کاذب نژاد خود را برتر از ایرانیان و نژادهای دیگر می پندارند،اما در میان اعراب هم انسان های فرهیخته و فهیمی هستند.

از طرفی اما،اسلام ستیزان اسلام را در مقابل ایران قرار داده اند.این افراد تقریبا تمام اشخاص دینی و مذهبی مورد احترام مسلمانان را،مورد هجوم و حمله قرار می دهند؛یکی از این افراد هم امام حسین(ع)است،به خصوص در این ایام که فعالیت اسلام ستیزان علیه امام حسین بیشتر شده است.

بسیاری از این افراد،می کوشند با نقل احادیثی از امام حسین،چهره ای ایران ستیز از او نمایش دهند.سال گذشته مقاله ای از دکتر عبدالعلی بازرگان در این پاسخ به این ادعای کذب خواندم که این مسئله را به بهترین شکل،تشریح نمودند.آقای بازرگان در این مقاله که در عنوان»آیا امام حسین(ع)دشمن ایرانیان بود؟»است،می کوشد با استناد به دلایل منطقی و مناسب،پاسخی جامع به این پرسش دهد.

مقاله»آیا امام حسین(ع)دشمن ایرانیان بود؟»از دکتر عبدالعلی بازرگان را در ادامه مطلب بخوانید.

«اخیرأ در یکی از سایت های اینترنتی که اسلام ستیزی را هدف همّت خود قرار داده است، سندی از کتاب «سفینة البحار» اثر «شیخ عباس قمی» به نمایش گذاشته و چنین ادعا کرده است که گویا امام حسین، ایرانیان را دشمنان تبار خود میدانسته و فرمان داده است: «ایرانیها را باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشان را به فروش رسانید، و مردانشان را به بردگی و غلامی گماشت»!!

یکی از کانال های تلویزیونی فارسی زبان لس آنجلس نیز در برنامه زنده ای از تماس های تلفنی با بینندگان با طرح این مطلب و استقبال تأیید آمیز از آن، بر چنین شایعه ای دامن زد.

از آنجاییکه در آستانه مراسم بزرگداشت قیام و شهادت امام حسین در ماه محرم قرار گرفته ایم، و اگر نگوییم اکثریت غالب، حداقل میلیونها نفر از هموطنان ما، با احساس و عاطفه قبلی ویژه ای، صرفنظر از درست یا غلط بودن نحوه بزرگداشت و پند آموزی از این نهضت، به استقبال آن میروند، جا دارد تأمل و تدّبر بیشتری در خبری که با آب و تاب تبلیغ میشود بکنیم.

به نظر میرسد کسانیکه با انتشار این اخبار بی پایه در صدد تضعیف و ضربه زدن به عقاید (حق یا باطل) اکثریتی از هموطنان هستند، بمراتب بیش و پیش از آن، به نیاکان خود یعنی اجداد و پدرانشان توهین کرده اند که با جان و دل پیرو چنین پیشوایانی بوده اند! آیا براستی ملت هوشمند ما در طول چهارده قرن گذشته، آنقدر کودن و سطحی و بی خبر از قضاوت امام حسین در مورد ایرانیان بوده و ساده لوحانه عظیم ترین ایثارها را با صرف جان و مال و وقت و هنر و هزینه در راه آنان کرده و به اندازه مبلغّین این خبر شناخت و شعور نداشته است!؟

 اگر ملت ما، در تفرقه و تکروی و اختلاف، تاریخ تلخی را پشت سر گذاشته است، حداقل در مورد بزرگداشت شهید مظلومی که تنها گناهش «نه» گفتن به نظام سلطنت موروثی بود، همدل و همداستان و متحد هستند.

اگر امروز کسانی نان آن نام آوران انسانیت و آزادی را میخورند، و ننگ انحصار و استبداد را از خود باقی میگذارند، چه گناهی بر گردن کسی است که تغییر نظام شورائی، یعنی مردم سالاری، به نظام فردی موروثی را بر نتافت و حاضر به بیعت با آن نشد؛ و در خطرناکترین شرایط سیاسی، دست اجابت به سوی دعوت مردمان ستمدیده ای دراز کرد که راه نجاتی می جستند. هر چند نظام حاکم با تهدید و سرکوب آن مردم، او را در دوراهی تسلیم ذلیلانه به یزید ستمگر یا مرگ آگاهانه عزت بخش قرار داد. اما حسین نه دشنامی داد، نه مشتی گره کرد و نه خدعه و نیرنگی بکار برد، بلکه با ارائه نمایشی از صبر و استقامت، اختیار و انتخاب، آگاهی و آزادی، عدالت و انصاف، و بالاخره محبت و مدارا با دشمن، پرچمی برافراشت که همچنان در اهتزاز است.

اما در مورد حدیثی که اخیرأ مورد کشف و کندوکاو آزردگان از عملکرد برخی مدعیان به قدرت تکیه کرده اسلام سیاسی قرار گرفته است، نکات ذیل قابل توجه است:

منتشر کننده حدیث که متأسفانه فاقد حداقل آگاهی از زبان عربی و علم حدیث میباشد، این زحمت را به خود نداده است که ترجمه سراپا اشتباه خود را به کسیکه دانشی در این مورد دارد نشان دهد و آنگاه آنرا در سایت خود و در معرض دید جهانیان قرار دهد.

خوشبختانه استاد تاریخ دان و حدیث شناسی در داخل کشور، البته نه از وابستگان نه جریان حاکم و متعصّبان به معتقدات خرافی، بلکه از آزاداندیشان متهم به دگراندیشی مذهبی، که اخیرأ از اسارت آزاد شده است (۱)  ، توضیحات روشنگری درباره حدیث کشف شده اخیر! داده و به نکاتی اشاره کرده که بعضأ نقل می شود:

۱-  حدیث مزبور روایت شده از امام صادق (ع) است نه امام حسین! منشأ اشتباه نویسنده کنیه «ابی عبدالله» است که در مورد هر دو امام بکار میرود. اما از آنجاییکه راوی حدیث «ضریس بن عبدالملک» از معاصران امام صادق (طبق فهرست شیخ طوسی) بوده است، حدیث به زمان ایشان برمیگردد. اما امام صادق (همچون امام حسین) نه تنها مقام و موقعیتی در حکومت نداشته اند تا چنان فرمانی علیه ایرانیان صادر کنند، بلکه خود توسط همان حکومت به شهادت رسیده اند!

۲- دنباله حدیث نشان میدهد که دستور اسارت و بیگاری ایرانیان مربوط به رأی عمربن خطاب خلیفه دوّم مسلمانان میباشد که در زمان خلافت او جنگ میان اعراب و ایرانیان اتفاق افتاد، نه رأی امام صادق! چنانکه مینویسد: «سوءُ رأی الثانی فی الاعاجم …» یعنی: رأی بد و ناشایست خلیفه دوّم درباره عجم ها …». با وجود چنین صراحتی، نویسنده بی اطلاع گمان برده که این عنوان، دنباله حدیث امام صادق است و توّجه نداشته کتاب «سفینة البحار» در حکم فهرست «بحار الانوار» مجلسی است و عناوین «بحار الانوار» را در پی حدیث می آورد.

۳- پشت سر رأی خلیفه دوم، این عبارت آمده است که علی علیه السلام با این رأی مخالفت نمود و گفت: «پیامبر(ص) فرمود که اشخاص بزرگوار از هر قوم را گرامی دارید، هر چند با شما مخالفت کرده باشند و این ایرانیان مردمانی فرزانه و بزرگوارند که اظهار صلح به ما کردند و رغبت به اسلام نمودند و من برای رضای خدا از حقّ خود و بنی هاشم بخشی از این اسیران را آزاد ساختم.»»  (۲)

۴-  در پی همین حدیث، ذیل عنوان بالای صفحه «مدح العجم و ما یتعلق بهم» احادیثی چند در مدح ایرانیان آمده است.

۵- سند این حدیث به لحاظ علم رجال (حدیث شناسی) ضعیف است و اساساً معلوم نیست خلیفه دوّم چنین دستوری درباره اسیران ایرانی داده باشد. بعید نیست با توّجه به شرایط زمان صفویه و جنگهای طولانی میان ایرانی و عثمانی (نبرد میان شیعه و سنی) کسانی حدیث مزبور را به قصد تشدید شکاف بین شیعه و سنی ساخته و پرداخته باشند (والله اعلم).»

——————————————————————————–

۱   نویسنده محقق، مصطفی حسینی طباطبائی

۲   سفینة البحار ، ج ۲، ص ۱۶۴، ذیل واژه عجم

Advertisements

پاسخي براي مطلب بگذاريد

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: