ماه رمضان،اکراه و آزادی های فردی

ماه رمضان آمد و بازهم بساط روزه و افطار و سحر،در جمع مسلمانان پهن شد.رمضان،ماهی نیکو و زیبا و فرخنده برای مسلمانان و معتقدان به دین اسلام که لب و دهان باید بست و زبان را از سخن کذب و دشنام و تندی و غیبت فارغ کرد؛گویی در این ماه خدا آدمیان و بندگان خود را فرا می خواند،گویی باید مسافرتی کوتاه پیمود و به جلوه نورانی خدا،در فراز آسمان ها نگریست و وجود خدای را با تمام وجود درک کرد و خویشتن را از هر گناه و خطا پاک و زلال کرد و با جامه ای سفید در چهره خدا نگریست تا باشد در تمام ایام سال،زبان ما جز به صداقت و جز نیکی و سخن حق نگشاید.در چنین ماهی بود که در تیرگی شب و در نومیدی صحرای گرم عربستان،نسیمی دمید و نوری بر چهرۀ پیامبر گرامی اسلام افروخت و این قرآن عظیم الشأن بر پیامبر نازل شد.

ماه مبارک رمضان که ماهی نیکو و فرخنده است،آنچنان که زیبا و آسمانی است،می تواند زشت و قبیح نیز باشد و می تواند این ماه،برای عده ای پیام آور جبر و زور و رنج باشد.قرار نیست در این ماه،دگر اندیشان و مخالفان و پیروان دیگر ادیان،از لذت و نشاط و کارهای روزمره خود محروم شوند و در گوشۀ شهر محدود باشند که البته ماه مبارک رمضان،ماه نشاط و شادمانی است و اگر گروهی از مردم در این ماه،زیر سایۀ ذلت و رنج و جبر-فارغ از هر دین و تفکر-باشند این ماه آسمانی و نورانی نخواهد بود.برخی مسلمانان با طعن و تندی بر روزه خواران و یا آنان که روزه نگرفته اند،می تازند و آنان را مورد سرزنش و نکوهش قرار می دهند که پسندیده و نیکو نیست.در ایران،در سال گذشته،نظام با روزه خواری در ملأعام شدیدا برخورد می کرد و به تازگی مجازات و حد حکومت برای روزه خواران در ملأعام،حبس و شلاق است. 1

متاسفانه اجرای چنین احکام بی پایه و بی اساس که توجیه عقلانی و اخلاقی ندارد و از منظر دینی و اسلامی نیز معقول نیست،در حاکمیت دینی ایران بسیار رواج یافته است و برخورد و شیوه نظام با این مسائل عجولانه،غیر منطقی و غیر اخلاقی بوده است.اجرای این احکام در یک نظام دینی مدعی مجری احکام اسلامی در کشور،چهرۀ خدشه دار و مخدوش و غیر مقبولی را از اسلام و درک دینی نمایان می کند و اسلام را بر خلاف حقیقت آن،یک دین جبری و موروثی معرفی می کند.

در ماه رمضان،آنچنان که در آیات قرآن اشاره شده است،روزه بر مسلمانان واجب گردید و این روزه یک تکلیف الهی بر بندگانی است که پذیرای اسلام بوده اند.

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»  2

اي اهل ايمان، بر شما هم روزه واجب گرديد چنانکه امم گذشته را فرض شده بود، و اين دستور براي آن است که پاک و پرهيزکار شويد.

«أَيَّامًا مَعْدُودَاتٍ ۚ  فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ ۚ  وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ  ۖ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ ۚ  وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ  ۖ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ»  3

روزهايي به شماره معيّن روزه داريد (تمام ماه رمضان)، و هر کسي از شما مريض باشد يا مسافر، به شماره آن از روزهاي غير ماه رمضان روزه دارد، و کساني که روزه را به زحمت توانند داشت عوض هر روز فدا دهند آن قدر که فقير گرسنه‌اي سير شود، و هر کس بر نيکي بيفزايد آن براي او بهتر است. و (بي‌تعلّل) روزه داشتن براي شما بهتر خواهد بود اگر (فوايد آن را) بدانيد.

«شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَىٰ وَالْفُرْقَانِ ۚ  فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ  ۖ وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ ۗ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»  4

ماه رمضان ماهي است که قرآن در آن نازل شده براي هدايت بشر و براي راهنمايي و امتياز حق از باطل، پس هر که دريابد ماه رمضان را بايد آن را روزه بدارد، و هر که ناخوش يا در سفر باشد (به شماره آنچه روزه خورده است) از ماهاي ديگر روزه دارد، که خداوند براي شما حکم را آسان خواسته و تکليف را مشکل نگرفته، و خواسته تا اينکه عدد روزه را تکميل کرده و خدا را به عظمت ياد کنيد که شما را هدايت فرمود، باشد که (از اين نعمت بزرگ) سپاسگزار شويد.

آنچه در آیات فوق مشاهده کردیم،تکلیف الهی که بر مسلمانان نهاده شده است و آن روزه در ماه رمضان است.اما در این آیات،اشاره ای به روزه خواران نشده است،در آیات دیگر قرآن که روزه داران را مورد تحسین قرار می دهد،سخن از روزه خواران و حد آنان ندارد،البته روزه داری،یک تکلیف برای مسلمانان است و بر آن دسته از مسلمانانی که توانایی روزه گرفتن را دارند،مقرر گردیده است این ماه را روزه بدارند.اما به این موضوع مهم در آیات قرآن باید نگریست که حدود و ثغور تکلیف الهی در آیات قرآن-و این دو آیه انتهایی که به روزه گرفتن در ماه رمضان اشاره شده است-حد توانایی،قدرت بدنی و تحمل آدمی است.در آیات قرآن اشاره می شود که در صورت عدم توانایی بدن برای روزه داری،اجباری در روزه گرفتن او نیست و البته در قبال آنها،باید به مسائلی عمل کند.در صورت بیماری و سفر که در هر دو صورت روزه داری سخت و مشکل است،فرد از روزه داری در آن روز منع می شود و البته به تعداد آن ایام که روزه خواری کرده است،باید روزه بدارد و اگر توانایی لازم را نداشت،کفاره بپردازد تا شکم یک گرسنه و یک فقیر را سیر کند،پس در کنار این موضوع،مسئلۀ کمک به فقرا نیز مطرح است.اما آنچه در این آیات به آن اشاره شده است،این است که« خداوند براي شما حکم را آسان خواسته و تکليف را مشکل نگرفته»و همین موضوع در آخرین آیه سوره بقره اشاره شده است:

«لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ  لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ ۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا ۚ  رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنَا ۚ  رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ  ۖ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا ۚ  أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ» 5

خدا هيچ کس را تکليف نکند مگر به قدر توانايي او، نيکيهاي هر کس به سود او و بديهايش نيز به زيان خود اوست. پروردگارا، ما را بر آنچه به فراموشي يا به خطا کرده‌ايم مؤاخذه مکن. بار پروردگارا، تکليف گران و طاقت فرسا که بر پيشينيان ما نهاده‌اي بر ما مگذار. پروردگارا، بار تکليفي فوق طاقت ما بر دوش ما منه، و بيامرز و ببخش گناه ما را، و بر ما رحمت فرما، تنها آقاي ما و ياور ما تويي، پس ما را بر گروه کافران ياري فرما.

و دکتر بهشتی نیز به این مسئله اشاره می کند:

« تفسير آخرين آيه سوره بقره مطرح است خدا بر عهده هيچ كس تكليفي نمي نهد مگر در حدود توانايی اش آنچه به سود هر انسانی است». 6

بنابراین،روزه داری در ماه رمضان،یک تکلیف الهی است که بر مسلمانان نهاده شده است و حدود تکلیف الهی،بر پایه توانایی فرد است.البته این را باید افزود که وقتی می توان به تکلیف الهی تمکین کرد و از آن متابعت کرد که حقانیت اسلام و حقیقت دین برای ما آشکار و روشن شود؛یعنی،با آگاهی تکلیف الهی را پذیرفت و توان دفاع از آن را داشت.نمی توان با آسودگی خاطر و فراغ بالی چنین استنباط کرد که«مگر می شود آنچه خدا نازل کرده است،نا معقول و غیر مقبول باشد؟»و در زمانۀ ما و در این هنگامۀ شک و تردید،نباید آسوده بود و بایستی در پی حقیقت دین و حقانیت اسلام بود و آن را از منظر عقلانی و اخلاقی و فلسفی  ثابت کرد و بر اساس یک احساس درونی نمی توان خدا را درک کرد.حقیقت جویی و در پی حقانیت بودن،آسوده نیست و البته زمان می خواهد و جهد و کوشش باید کرد،تفکر و تعقل باید کرد،مطالعه و تحقیق باید کرد و با کسب دین آگاهانه،در تبعیت از تکلیف الهی قدم برداشت؛وگرنه این دین،به یک مذهب موروثی و تحمیلی مبدل می شود که مجری آن،از اجرای تکالیف بی خبر است.با دین آگاهانه،تمکین به تکالیف الهی،آگاهانه می شود.

روزه داری از برای هراس و وحشت از عذاب الهی و آتش جهنم،و رغبت به سوی بهشت و تمایل برای نعمت های بهشتی،در واقع آب در هاون کوبیدن است و یک جبر و اکراه درونی به ما می گوید که روزه بداریم و در آن آگاهی و عشق الهی نقش و سهمی ندارد.

اما از این مسائل که بگذریم،به برخورد دستگاه های قضائی نظام با روزه خواران در ملأعام می رسیم که حد و مجازاتی برای آنها در نظر گرفته شده است،ابتدا باید گفت که تمام روزه خواران در ملأعام با یک دلیل یکسان،روزه خواری نمی کنند،یک فرد ممکن است در این گرمای تابستان،واجد یک خوراک و نوشیدنی باشد و فارغ از غرض و سوءظن،آن نوشیدنی و آن غذا را میل می کند اما فردی ممکن است با قصد و غرض و سوءظن،در برابر روزه داران روزه خواری کند؛در کل،روزه خواری در ملأعام نمی تواند به عنوان یک جرم شناخته شود که برای آن هم مجازات سنگین در نظر گرفته شود.افرادی که به مجازات روزه خواران در ملأعام رضایت دارند،استدلال و ادله ای دارند و آنان روزه خواری در ملأعام را چنین تلقی می کنند که توهین به شهروندان روزه دار و فرهنگ،عرف و هنجار جامعۀ مذهبی ایران است.

این مسئله که روزه خواری و آشامیدن در ملأعام اهانت به روزه داران است،نمی تواند توجیه خوبی باشد؛روحانیون مردم را به سوی روزه داری سوق می دهند و از صبر و استقامت در این ماه می گویند و وعدۀ بهشت به این صبر و استقامت می دهند و در کل روزه داری،نوعی صبر و استقامت است،یک مسلمان روزه دار،اگر درک درستی را از اسلام و آیین آن داشته باشد،نباید با مشاهدۀ روزه خواری یک فرد ترغیب و تحریک شود و صبر و استقامت او باید به حدی باشد که با روزه خواری در ملأعام،مشکل چندانی نداشته باشد.

اما مسئلۀ دیگری که بیان می شود،نقض عرف و هنجار جامعۀ ایران است.ابتدا بایستی روشن کرد که در ایران،هرچند اکثریت مسلمانند،اما در بین آنها،دگر اندیشان و سکولارها و پیروان دیگر ادیان وجود دارند و آنان نیز دارای حقوق شهروندی هستند که البته در حکومت ایران بسیاری از حقوق آنان نقض شده است،باید حقوق فردی افراد در نظر گرفته شود و حقوق آنان نیز محترم شمرده شود.در اینجا چند مسئله وجود دارد و اینکه افرادی که معتقد به دین اسلام نیستند،فارغ از آنکه چه تفکرات و عقایدی دارند،این عرف و فرهنگ را به عنوان هنجار بپذیرند و به احترام روزه داران،از نوشیدن و خوردن در ملأعام ممانعت کنند و اگر این افراد از این هنجار تخطی کردند،مجازات خواهند شد و حدی برای آنان تعیین می شود.

این سخن حضرت علی که می فرماید«آنچه که برای خود نمی پسندی، برای دیگران مپسند» 7 که باید به آن توجه ویژه ای داشت.اگر عرف و فرهنگ جامعه ای،در تضاد با افکار و شخصیت ما قرار گرفت،قابل احترام است اما نمی توان آن را به عنوان هنجار پذیرفت.اما اینکه کدام عرف و فرهنگ اخلاق مدار است و کدام اخلاق مدار نیست،یک بحث جدا می خواهد و واجد یک گفتگو و دیالوگ میان طرفین است؛چراکه هر فردی،از دریچه ای به اتفاقات پیرامون خود می نگرد و از منظر اخلاقی از عقاید خود دفاع می کند و تفکرات خود را اخلاقی می پندارد.یک مسلمان،دینداری را اخلاق مدار تلقی می کند و یک بی دین،دینداری را فاقد اخلاق می پندارد و بی دینی را اخلاقی می داند و اینکه سخن کدام حق است،نیاز به گفتگو و بسط دلایل و تشریح استدلالات هر دو طرف دارد.ما فرض بر آن بگیریم که یک مسلمان،وارد یک مجلس و یک جمع می شود که نوشیدن شراب در میان آنها،عرف و فرهنگ آنهاست و اگر بر خلاف عرف آنها حرکت کند،توهین محسوب می شود و مجازات خواهد شد،آن جمع می پندارد که نوشیدن شراب و میل نمودن آن اخلاقی و مفید است اما فرد مسلمان محدودیت هایی دارد و عقاید و تفکرات دینی او،این اجازه را نمی دهد که همچون جمع،از آن شراب بنوشد و نمی تواند آن را به عنوان هنجار بپذیرد،تا چه حد پسندیده است که آن مجلس او را مجازات کند؟!و این است که می توان سخن حضرت علی را درک کرد.تمام پیامبران،وقتی وارد جامعه شدند،آن جوامع یک عرف و یک فرهنگ و یک هنجار متفاوت با ادیان الهی داشتند و پیامبران در کنار تبلیغ به توحید،با دین شرک مبارزه و مجادله می کردند،در زمان پیامبر گرامی اسلام،شرک عرف جامعۀ عربستان بود و از منظر آنان این شرک،هیچ عیب و ایرادی نداشت و چون یک دین تعصب آلود عربستان را فراگرفته بود،وقتی پیامبر هم تبلیغ دین توحید کرد،با او شدیدا مبارزه کردند.

این مسائل هر یک ریشه هایی از درون دارد.بی اعتناء بودن نسبت به حقوق دگر اندیشان و نقض حقوق مخالفان مذهبی و سکولارها در نظام سیاسی ایران و استبداد دینی در کشور،ریشۀ این مسائل است.نظام سیاسی ایران حتی حقوق مسلمانانی که نسبت به سیاست نظام نقد و مخالفت دارند را نیز نقض می کند و از طرفی استبداد دینی،این نوع برخوردها و مجازات ها را تکلیف الهی خود می داند.

این نوع نگرش و این درک از دین،از اسلام و از خدا، لکه ای تیره بر اسلام و دین و خدا می نهد و خصومت و عداوت را در کشور علیه اسلام می گستراند.

__________________________________________________________________________________________________

1-حبس و شلاق مجازات روزه خواری در ملأعام

2-آیه 183 سوره بقره

3-آیه 184 سوره بقره

4-آیه 185 سوره بقره

5-آیه 286 سوره بقره

6-دکتر سید محمد حسینی بهشتی- نقش آزادی در تربیت کودکان،ص 29

7-نهج البلاغه، نامه 31

Advertisements

پاسخي براي مطلب بگذاريد

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: