با انتخاب اوباما آينده ي هسته اي ايران چه خواهد شد؟

با انتخاب اوباما آينده ي هسته اي ايران چه خواهد شد؟
پس از ماه ها انتظار اكثريت مردم آمريكا باراك اوباما را براي رياست دوباره آمريكا برگزيدند.اوباما هم در تعداد آرا پيروز انتخابات بوده هم در تعداد الكترال ها. اوباما بار ديگر بايد به كاخ سفيد و ميز رياست سلام كند.بار ديگر بايد سلام كند سلامي دوباره به رياست به آمريكا.انتخاب رييس جمهور قدرت اول جهان براي كشور هايي چون ايراني مشكوك به ساخت سلاح هسته اي اهميت دارد يا براي افغانستان اسير تروريست.
انتخاب اوباما براي ايران و مردمي كه خواهان ايجاد فضاي جنگي بين دو كشور نيستند شايد اميدوار كننده باشد اما براي اسرائيل نگراني كه هر روز از محو كشورش مي هراسد و كابوسش فرود بمب اتم در خاك كشورش است سخت است و عدم انتخاب ميت رامني را در كمال نوميدي مي بيند.شايد اگر من شهروند آمريكا بودم و حیات ایرانی به دور از جنگ برایم مهم بود باراك اوباما را انتخاب مي كردم.یک جنگ به وجود آورنده ی آسایش و رفاه برای مردم نیست.هر چند امروز ما در كشورمان رنگ و بويي از آسايش را نمي بينيم آرامش و رفاه را در خطر مي بينيم و امنيت خودمان را در تهديد و امنیت کسانی که جان مردم را به خطر می اندازند را در تضمين مي بينيم اما بايد بدانيم در يك جنگ به ما حلوا خيرات نخواهند كرد حلواها شايد به دست دولتمردان برسد اما براي ما چيزي باقي نمي ماند.طبق شواهد یک کارشناس مربوط طی یک تحقیقی در مورد حمله ی اسرائیل به نیروگاه های هسته ای ایران،انفجار این تاسیسات هسته ای خود جان هزاران ایرانی را تهدید می کند با موادی که از چنین انفجاری پراكنده می شود سلامت و زندگی بخشی از مردم ایران را به خطر مي اندازد.در ضمن اگر انفجار نیروگاه های هسته ای را پایان یک حمله ی نظامی بدانیم.ممکن است دولت ایران هم به وسیله ی حزب الله اسرائیل را مورد هدف های موشک خود قرار دهد و مشکل اینجاست که حکومت ایران اساسا با موجودیت کشور اسرائیل مشکل دارد این کشور را به رسمیت نمی شناسد از محو این کشور صحبت می کند و برای حکومت و حزب الله هم تخریب مناطق مسکونی اسرائیل مهم نیست و شاید حتی یک امتیاز نیز محسوب شود.در مقابل هم جبران اسرائیل و طبق گفته ی اوباما در آخرین مناظره آمریکا در صورتی که به خاک اسرائیل حمله شود به مقابله با دشمنش که دشمن اسرائیل باشد بر می خیزد.حال اگر انفجارها پایان حملات نظامی هم باشند مردم قربانی این جنگ هسته ای خواهند شد.به هر حال جنگ گزینه ی مناسبی نیست.اما مسئله ی تاثیر اوباما بر روابط ایران و آمریکا و انرژی هسته ای ایران.آیا رياست اوباما خطر بروز حمله به ایران را گسترش خواهد داد یا عامل کاهش آن خواهد شد؟
ما نمی توانیم بگوییم اگر میت رامنی به عنوان رییس جمهور آمریکا انتخاب می شد 100 درصد جنگ صورت می گرفت.میت رامنی صبر کمتری دارد البته اوباماست كه صبر زيادي دارد.ميت رامني به همان اندازه که اوباما به جنگ با ایران متمایل نیست به جنگ با ایران تمایل دارد.جمهوری خواهان بالطبع جنگ طلبند و نزدیکی بیشتری با اسرائیل دارند به خصوص میت رامنی که دوست صمیمی نتانیاهوست و نزدیکی بسیاری با وی دارد رامنی در صورت انتخاب به افزایش تحریم ها می پرداخت و در صورت تسلیم نشدن ایران در طي چند ماه حمله ی نظامی را انتخاب می کرد.اما اوباما به ادامه ی تحریم ها معتقد است البته تمام گزینه ها را روی میز قرار می دهد اما گزینه ی نظامی او بسيار دورتر از گزينه ي نظامي رامني است.در این 4 سال اوباما از اسرائیل رضایت قابل توجهی را جلب نکرد برای مواضع اسرائیل رامنی بهتر بود.اوباما براي مقابله با برنامه ي ساخت بمب هسته اي توسط ايران ميل به مذاكره دارد.اوباما در سازمان ملل از حق ایران از استفاده ي انرژی هسته ای مسالمت آمیز سخن گفت.مذاکره به علاوه ی تحریم.باید گفت تحریم ها تاثیر گذار بوده رییس جمهوری ایران از تاثیر تحریم ها می گوید رهبر ایران نیز که تا زمانی «تحریم بر ما اثری ندارد» شعارش بود امروز از تحریم ها با نام تحريم هاي وحشیانه نام می برد.دولت ایران چنان در موضع ضعف قرار گرفته است که از مذاکره با آمریکا سخن می گوید. ادبیات تند دولت ایران ملایم تر شده این را می توان از سخنان محمود احمدی نژاد در سازمان ملل که از محو و حذف اسرائیل سخنی نگفت و از زنده باد بهار یاد کرد نتيجه گرفت.اما رضايت ايران در مذاكرات مسئله ايست جدا.ما اول بايد بنگريم كه تاسيسات هسته اي ايران به گفته ي غرب و اسرائيل مشكوك است يا به گفته ي رييس دولت و حكومت مسالمت آميز.
ايران نبايد از سلاح هسته اي استفاده كند به دو دليل:1-ممكن است عامل مسابقه ي تسليحاتي در منطقه شود 2-خطري براي جهان خواهد بود.ايران از استفاده ي صلح آميز از انرژي هسته اي سخن مي گويد و انرژي هسته اي را حق مسلم ايران و مردم ايران مي داند البته در ايران آنچه بايد حق قطعي مردم ايران باشد نقض و عبور از خط قرمزي است كه حكومت تعيين كرده حقوقي چون آزادي كه در ايران معنايي ندارد.در اين ميان رهبري ايران ساخت سلاح هسته اي را حرام اعلام مي كند رهبر ايران حتما كشتن انسانهاي بي گناه،تجاوز در زندان،آزار روحي و جسمي در زندانها و … را حرام مي داند اما امروز چندين انسان كشته شده توسط حكومت كه به جرم يك پرسش كشته شدند يا آماري از تجاوز در زندان يا شكنجه در زندانها را در كارنامه ي جمهوري اسلامي مي بينيم.رهبر ايران ممكن است براي مصلحت اسلام يك شبه حرام را حلال اعلام بدارد. در نظر بگيريم حكومت ايران در اين مورد صادق است و انرژي هسته اي اش به راستي مسالمت آميز است و بايد هم به اين شكل باشد اما ادبيات تهاجمي ايران عامل هجوم ها به سمت كشور شده است.ادبياتي كه از محو اسرائيل از حذف اسرائيل از دشمني ابدي با غرب و آمريكا و از زير پاي گذاشتن تمام جهان از آمريكا با عنوان شيطان بزرگ سخن مي گويد و نام مي برد از پيروزي اسلام و سلطه ي آن بر جهان مي گويد زباني غلط و جدا از آداب و اصول دیپلماتیک و سياست خارجي يك كشور است.اين سخنان از عوام حامي حكومت برمي آيد اما از زبان دولت و حكومت نبايد گفته شود حكومت اين افكار جنگ طلبانه را به سمت و سوي افكاري صلح گرايانه كه هدايت نمي كند خود نيز چنين تفكراتي را در كشور پرورش مي دهد.آيت الله خميني از اسرائيل با نام غده ي سرطاني نام برد دولتمردان ما مي ترسند اين حرف از قلم بيفتد اي مردم امام چنين گفته است خب امام اشتباه گفته است خميني مگر خداست چه تاثيري دارد اين سياست تقديس سازي حتي در سياست هاي خارجي دولت.اما يك مسئله و رابطه ي ايران با گروه هاي تروريستي چون حزب الله و مسئله ي ديگر رفتار حكومت در اين 30 سال با مردم خودش است.ايران بالاترين درصد اعدام در جهان را دارد در چندين دادگاه حاكمان و دولتمردانش محكوم شده اند به رفتارها در سال 88 كه باتوم و تفنگ جوابي براي پرسش«راي من كو؟» بود و گسترش اعدام هاي سياسي و بازداشت فعالان سياسي و مردمي و حذف سياستمداراني كه خود روزي نخست وزير اين نظام بودند و… اخيرا هم خانم نسرين ستوده و آقاي جعفر پناهي جايزه ي آزادي انديشه را گرفتند كه حكومت اجازه ي ديدار پارلمان اروپا با اين دو را صادر نكرد!چرا؟لابد جمهوري اسلامي كاري با اين دو انجام داده كه وقتي به زبان آيد براي حكومت سخت خواهد بود يا چرا رييس جمهور مملكت نمي تواند از زندان اوين ديدار كند چه شده در اين زندان،كه يكي از ياران خود نظام اجازه ي ديدار از اين زندان را ندارد؟ آيا اين حكومت با اين كارنامه با ادبيات تهاجمي و رفتارهايش قابل اعتماد خواهد بود؟حكومتي كه ملتش را شريف مي نامد و زماني كه به مخالفت با او بر مي خيزند آنها را محكوم به اغتشاش مي كند به جان آنان رحم نمي كند چه رحمي به اسرائيلي كه از محو ان صحبت مي كند خواهد كرد؟ايران خود با رفتارهاي خود براي خويش سدي ساخته اگر آن سد را اسرائيل ساخته حتما ايران مبلغش را پرداخت كرده است.ايران صاحب آن قلميست كه نتانياهو با آن براي انرژي هسته اي ايران خط قرمز كشيد.دولت ايران نمي تواند از يك ماشين از يك شيشه نوشابه استفاده ي مسالمت آميز داشته باشد چطور مي تواند از انرژي هسته اي استفاده ي مسالمت آميز داشته باشد.حكومت ايران با رفتارها و ادبياتي كه براي حفظ قدرت در اين چند سال به دنبال داشته براي خود محدوديت ايجاد كرده است.ايران فعاليت هايش را عيان نمي سازد با تصاويري كه از ماهواره هاي فضايي گرفته شده تاسيساتش مشكوك اعلام شده با گروه 5+1 هم كه همكاري نمي كند اين رفتارهاست كه فعاليت هسته اي ايران را مشكوك كرده است.اسرائيل كشوريست كه وجود داشته است جنايت كرده ظلم كرده اما كشورش وجود دارد حتي محمود عباس هم اسرائيل را به رسميت مي شناسد.اسرائيل امن و فلسطين مستقل .پس با اين حساب ايران بهانه اي براي محو اسرائيل ندارد.امروز فلسطيني ها در قبال اسرائيل به اين شكل تند نيستند كه ايران تند است.جمهوري اسلامي علاقه دارد خودش را به قول معروف نخود هر آشي كند.فلسطين تصميم خواهد گرفت سرنوشت كشورش چه خواهد شد.ايران نبايد در اين موضوع دخالت كند اگر مسئله سكوت در برابر جنايت است ايران خود يك جنايتكار است.
اوباما سعي كرد در اين 4 سال چراغ سبزي به ايران نشان دهد و رابطه ي آمريكا و اسرائيل در اين 4 سال سرد شد تا حدي كه اوباما اظهارات اسرائيل در مورد برنامه ي هسته اي ايران را به سر و صداي مزاحم تشبيه كرد.اوباما در اين 4 سال تسليم سخنان اسرائيل نشد از حمله ي نظامي به ايران دوري كرد.اوباما چهار سال چراغ سبز نشان داد آن طور كه خودش مي گويد اين چراغ سبز محدود است به هر حال هر چراغ سبزي محدوديتي دارد ممكن است 30 ثانيه باشد ممكن است 90 ثانيه باشد.اوباما نگراني كمتري نسبت به برنامه ي هسته اي ايران دارد البته به نسبت نتانياهو.دولت ايران با آمريكا مشكل دارد اما از محو آن سخني نمي گويد پس بمب هسته اي ايران خطر كمتري براي آمريكا خواهد داشت.اما مسئله ي ديگر كه اگر اوباما با اسرائيل همكاري نكند اسرائيل چنان احساس خطر خواهد كرد كه به تنهايي به ايران حمله نظامي كند.دو سال پيش نخست وزير اسرائيل و وزير دفاع اين كشور حكم حمله ي احتمالي به نيروگاه هاي ايران را صادر مي كنند كه با مخالفت ارتش و موساد روبه رو مي شود.پس اسرائيل امروز هم احساس خطر مي كند ممكن است بدون همكاري و هماهنگي با آمريكا به ايران حمله كند اوباما يا هر كس ديگري نمي تواند جلوي اين حمله را بگيرد جز ايران.دولت ايران مي تواند جلوي حمله ي نظامي آمريكا و اسرائيل به ايران را بگيرد كه آن احتمال را كاهش نداده و حتي افزايش هم داده است.ايران مي تواند دست از ادبيات تهاجمي خود بردارد با آژانس هسته اي همكاري كند.ايران دليل منطقي براي حذف اسرائيل ندارد چه از لحاظ تاريخي چه از لحاظ سياسي.ايران بهانه هاي زيادي براي جنگ به دست اسرائيل داده اسرائيل به خصوص در اين 7 سال مدارك زيادي بر عليه ايران و دلايلي براي يك حمله ي نظامي تهيه كرده است.مداركش را هم از دولت ايران به دست آورده است.به هر حال مقصر اصلي ايران است اگر جنگي بين ايران و اسرائيل شكل بگيرد دولت بايد پاسخگو باشد.اوباما يا هر كس ديگري نبايد به فكر امنيت و آسايش مردم ايران باشند اين سياستمداران ايراني هستند كه بايد به فكر باشند بنده حافظ منافع آمريكا و اسرائيل نيستم اما محو اسرائيل منافع ملي كشور من را به خطر مي اندازد و جان هم وطن هاي من را تهديد مي كند و براي من محو اسرائيل يا تخريب آمريكا خوشحال كننده نيست.
اما اوباما از جهت هاي ديگر نيز براي رياست مناسب است.تصميمات او بر اساس تفكر است و صبر بيشتري دارد تصميماتش انساني تر است عقلاني تر است.اوباما توانسته رابطه ي خوبي با بهار عربي برقرار سازد اوباما توانسته نظر ايرانيان را تا حدي به خود نزديك تر كند.به طور مثال تبريك عيد نوروز و ارزش قائل شدن براي ايرانيان. اوباما براي جلب نظر مسلمانان به خود هم گام هاي زيادي برداشته است و به سنت هاي مسلمانان احترام قائل شده است.تبريك ماه رمضان به مسلمانان يا معذرت خواهي او از كرزي به دليل سوزاندن قرآن و به نحوي محكوم كردن فيلمي كه در اهانت به پيامبر اسلام ساخته شده بود و در كل توجه به دين اسلام تا حدي كه عده اي به مسلمان نبودنش شك كردند! اوباما گزينه ي مناسبيت دولت ايران بايد دست از لجبازي بكشد و از اين فرصت استفاده كند.شايد براي حكومت ايران و عوامي كه تفريحشان سوزاندن پرچم آمريكاست تفاوتي ميان رامني و اوباما نباشد براي حكومت هر دو از آنچه ايران صهيونيست ها مي خواند خط مي گيرند.امروز احمدي نژاد از مذاكره با آمريكا مي گويد هرچند دير اما راه خوبيست در مقابل اما رهبري اجازه ي اين مذاكره را نمي دهد پس بايد بدانيم مسئولين امروز كشور گوش به فرمان رهبري هستند جلب رضايت رهبر ايران مهم تر است آمريكا و اسرائيل سخنان به خصوص امروز احمدي نژاد را جدي نمي گيرند احمدي نژاد اختيار چنداني در اين موضوع ندارد كما اينكه خود احمدي نژاد موضوع هسته اي را به وضعيت امروز ما دچار كرد رهبري به دنبال يك شروع كننده بود كه احمدي نژاد خوب شروع كرد.اما عده اي از يك انقلاب و تغيير داخلي در ايران سخن مي گويند.عدم همكاري نظام با آژانس هسته اي بهانه را براي اسرائيلي كه هر روز منتظر يك حمله ي نظامي به ايران است را مهيا مي كند و بايد براي جلوگيري از جنگ نظام را تغيير داد.بايد در مورد چنين موضوعي «تغيير نظام» بيشتر تفكر نمود. در ايران آن هم در شرايطي كه شايد اكثريت مردم ايران به دلايلي به انقلاب تمايل ندارند و بيشتر به اصلاح رضايت دارند انقلاب شايد ممكن نباشد.اما مسئله ي ديگر اصلاح است.عده اي ورود اصلاح طلبان را تغيير سياست خارجي حكومت مي دانند و به انتخابات آينده اميدوارند.امروز احمدي نژاد به مذاكره راضي شده اما رهبر ايران چنين موضوعي را نمي پذيرد اگر رييس جمهور آينده سخني از مذاكره با غرب بزند قطعا پذيرفته نخواهد شد و اصلا حكومت اجازه نخواهد داد چنين كسي رياست را بر عهده بگيرد.پس به اصلاح طلبان هم اميدي نيست.اگر ايران از فلسطين نا اميد شود ممكن است از ادبيات تند خود در قبال اسرائيل عقب نشيني كند اگر رهبري ايران بگويد اسرائيل ابليس است جنايتكار است اما ما قصد محو اسرائيل را نداريم و مردم فلسطين با ياري خدا اين رژيم را نابود مي كنند بسياري از مشكلات به اتمام مي رسد اما گفتن چنين حرفي نيز براي رهبر ايران مشكل است آيت الله خامنه اي تا به امروز از مقاومت در برابر تحريم ها و تهديد ها سخن مي گفت و از عقب نشيني ايران در برنامه ي هسته اي انتقاد مي كرد ناگهان خود نيز عقب نشيني كند يعني در حضور طرفدارانش تاثير تحريم ها را پذيرفته و چنين چيزي ممكن است آبروي نظام را براي حاميانش به خطر اندازد اما ايران در عين تسليم شدن مي تواند با عوامفريبي اين مسئله را بپوشاند و چنين نشان دهد كه در فكر مردم است و به فكر جنگ نيست و يك نظام صلح طلب است.
كافيست نگاهي به تاريخ بيندازيم وببينيم آنان كه فريادشان جنگ بود در نهايت چه عاقبتي براي كشور و خودشان رقم زدند.

Advertisements

4 پاسخ

  1. کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من …

  2. درود بر شهروند عزیز
    مراقب خودت باش نازنین….. درسته من مخالف شما هستم اما خدای نکرده دشمن شما نیستم…به خدا قسم که دوست ندارم حتی یه ذره شما ناراحت باشید.راستش مرگ این بنده خدا منو حسابی بوحشت انداخته…. امیدوارم که همواره سالم و سرحال باشید….
    امیدوارم تلقی دیگری از حرف من نداشته باشید…. درسته ما تو بعضی چیزا مخالف هستیم اما مخالفت من با تمام حرفهای شما نیست و بالطبع خیلی از حرفاتوقابل تامل میدونم… هرچند برخلاف شما موضعگیری سیاسی من اغلب تابع احساساته متاسفانه…
    خداییش خیلی دنبال وبت بودم که هر از چندگاهی سلامی بکنم و برم….
    ممنونم
    ارادتمند شما الرییس الرییس البطل بشار الاسد

  3. سلام شهروندجان
    یه چندتا نظر تو اون یکی وبت گذاشتم…. نمیدونم رسیدن یا نه…
    ممنونم
    فعلا

پاسخي براي مطلب بگذاريد

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: